محمدحسين ناصر الشريعه

288

تاريخ قم ( فارسى )

على بن عبد اللّه ابو الحسن عطار قمى ، علامه « 1 » در خلاصه و شيخ نجاشى و ابن داود در كتاب رجال خود گفته‌اند كه او از ثقات اصحاب ما است ، و نجاشى گفته كه او راست كتاب « الاستطاعة على مذهب اهل العدل » . شيخ جليل منتجب الدين على بن عبيد اللّه بن حسن بن حسين بن بابويه قمى ، در كتاب امل الآمل مىگويد : مردى فاضل و عالم و ثقة و صدوق و محدث و حافظ بوده ، و روايت بسيار نموده و علامه است ، او راست كتاب « فهرست » در ذكر مشايخى كه معاصر شيخ طوسى و متأخر از شيخ تا زمان خود مىباشد « 2 » و نيز كتاب اربعين از اربعين در فضايل امير المؤمنين و غير اين از تأليفات است . على بن عيسى اشعرى قمى - علامه و نجاشى در ترجمهء فرزند او محمد گفته‌اند كه او در قم از علماى سرشناس بوده و از جانب سلطان بر اهل قم امارت داشته ، همچنين پدر وى نيز امير بوده است .

--> ( 1 ) - جمال الدين حسن بن يوسف بن مطهر حلى مشهور به « علامهء حلى » پيشواى فقها و مجتهدين و متكلمين شيعه ؛ و بزرگترين دانشمند اسلامى قرن هشتم هجرى است كه به سال 726 در زادگاهش حله وفات يافت و در كنار مرقد امير المؤمنين على عليه السلام به خاك رفت . يكى از خدمات علامهء حلى اين است كه اصول فقه شيعه را بر ادلهء اربعه : كتاب سنت ، عقل و اجماع استوار ساخت و در هر بابى به تجزيه و تحليل و اثبات مزيت فقه و اصول شيعه نسبت به فقه و اصول عامه پرداخت ، و كتاب‌هاى بسيار ذيقيمتى در اين رشته‌ها از خود به يادگار گذارد ، مانند : تهذيب الاصول ، منتهى الوصول ، غاية الوصول ، تذكرة الفقهاء ، تحرير الاحكام الشريعه ، ارشاد الاذهان ، قواعد الاحكام ، مختلف الشيعه ، و تبصرة المتعلمين . همچنين در اصول عقائد و علم كلام خاصه مبحث امامت با روشى مخصوص به خود كتاب‌ها نوشت كه مشهورترين آنها « شرح تجريد » استادش خواجه نصير الدين طوسى است . در ساير علوم اسلامى تفسير و حديث و رجال و تاريخ و شعر و ادب نيز آثار سودمند و نفيسى دارد ، كه از جمله در علم رجال كتاب مشهور « خلاصة الاقوال » است . بعضى از علما تأليفات او را از دويست تا پانصد جلد كتاب دانسته‌اند ! ديگر از كارهاى مهم علامه ماجراى شيعه نمودن سلطان محمد خدابنده معروف به « الجايتو » پادشاه مغول است كه مسلمان و پيرو مذهب عامه شده بود ، ولى بر اثر اختلافى كه در احكام مذاهب اربعه ديد ، نه تنها از مذهب مزبور زده شد ، بلكه نزديك بود به كلى از مسلمانى دست بكشد و به كيش پدران خود كه بت‌پرست بودند درآيد . در اين وقت علامه حلى به دعوت سلطان از حلّه وارد « سلطانيه » پايتخت او شد و با مذكراتى كه با علماى مشهور عامه نمود سلطان را از تزلزل خاطر درآورد و به مذهب حقه شيعه اماميه وارد ساخت و بدين‌گونه از انحراف وى جلوگيرى كرد . فرزند علامه ، فخر المحققين محمد نيز از اعاظم علما و مجتهدين شيعه است ، و آثار ارجدارى در فقه و اصول و ديگر علوم از وى به يادگار مانده كه اغلب شرح كتب پدر علامه‌اش مىباشد ( د ) ( 2 ) - همان كتاب « خلاصه » .